جیغ صورتی

گفتی چه کسی؟در چه خیالی؟ز کجایی؟ بی تاب توام ، محو توام ، خانه خرابم ..

این داستان ، ترس

سعید که برگشت ، گفت امروز دو تا سرباز خودشونو کشتن .. توی میدون صنعت یه زن خودکشی کرده و منم اضافه کردم یه پسر 11 ساله رو دزدیدن و با ضربه های متعدد چاقو که عمدتا به سر و صورت و چشماش خورده ، کشتنش .. بعد ؟ حال خوبی نبود .. این اتفاق ها دیگه سالی یه بار و قرنی یکبار نیستن .. اونقدر زیادن که تاریخ براشون دیگه وقت صرف نمیکنه و توی خودش ذخیرشون نمیکنه و ما فراموشکار شدیم نسبت بهشون .. فراموشکار شدیم مثل وقتایی که یادمون نمیاد همین دو شب پیش شام کتلت داشتیم .. همونقدر روتین .. همونقدر عادی .. خبرها رو میخونیم ، میگیم اوه یه بچه ی دیگه رو کشتن ، اوه یه سری سرباز جدید خودکشی کردن و بازم نه پلیس کاری کرده و نه فکری برای روال احمفانه و اجباری سربازی کردن .. و بعد ؟ هیچی .. گوشیمونو میذاریم کنار ، تب اینترنت رو میبندیم و خوابای خرگوشی و اگوری میبینیم و صبح هم نون و نوتلا و توت فرنگی میخوریم .. همین .. همینقدر عادی ..

من ؟ حالا چند ماهه دارم به این فکر میکنم که اگر و اگر ایران موندم ، هرگز بچه دار نشم .. بچه دار شدن و آوردن موجودی جدید به این کشور با چه هدفی ؟ توی چه شرایطی ؟ که از وقتی چشم باز میکنه بهش بگم ببین هر کی غیر من و بابا رو دیدی فرار کن .. پاشو به پای خودم زنجیر کنم و نذارم بیش از پنج سانت باهام فاصله داشته باشه .. موقع بازی کردنش توی پارک ، با دنبال کردنش با چشمم خسته و کلافش کنم .. هرگز نذارم تنها ، توی هیچ سنی ، تا سر کوچه بره .. و اونوقت دایما توی دوراهی دادن حس استقلال به بچه و مراقبت ازش در برابر کوه خطراتی که رو به روشه ، گیر کنم و همه با هم زجر بکشیم ؟ و در نهایت در بیست سالگی یه بچه ی عقده ای تحویل جامعه بدم .. یه بچه که بدون مامانش نفس نکشیده و یا میخواد فقط از دست من فرار کنه به جایی که من نباشم و یا اینکه انقدر وابسته باشه که پس فردا بدون من نتونه آب بخوره .. یه پسر که به خاطر رفتار مادرش از همه ی زنا متنفر شده و میخواد انتقام منو از بقیه دخترا بگیره یا یه دختر که فقط منتظره یجوری از خونه در بره ، با هر کسی .. 

نمیتونم خودمو قانع کنم که اینجا جای خوبی برای خیلی کارهاست .. و این خیلی آزار دهندست .. 

  • ۱۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من آن‌طور که می‌نویسم سخن نمی‌گویم،
آن‌طور که سخن می‌گویم نمی‌اندیشم،
آن‌طور که باید بیندیشم فکر نمی‌کنم،
و همین‌طور بگیر تا به آخر ...
Designed By Erfan