جیغ صورتی

گفتی چه کسی؟در چه خیالی؟ز کجایی؟ بی تاب توام ، محو توام ، خانه خرابم ..

در چشم های او هزاران درخت قهوه بود .. *


زندگی فقط اونجاش که بعد کلی حرف با انرژی و خنده هات سر برمیگردونی میبینی بی وقفه و آروم داره نگاهت میکنه ، یجوری که انگار اصلا نمیشنوه و فقط داره میبینه ، بعد پلک میزنه و دستتو میگیره و یواش میگه خیلی دوست دارم ..

چقدر شیفته ی این اوج و فرود لبخندام و چشماشم .. چشماش .. آخ چشماش ..






* در چشم های او هزاران درخت قهوه بود

که بی خوابی مرا تعبیر مینمود ..

باران بود که میبارید

و او بود که سخن میگفت ... 

 "کیومرث منشی زاده"

  • ۱۳۴
gandom baanoo
پاشو واسه خودتون اسپند دود کن!!!! من چشامو تضمین نمیکنم!!! ^__*
چشم :))
هولدن کالفیلد
کوفتت شه :دی
ممنون از دعای خیر شما :| :دی
آبان ...
یک وقتی فکر می کردم زندگی باید تو دوستت دارم او متوقف شه ..تو دستش که دستم را می گرفت ..دلم می خواست همون جا بمیرم .انگاری دنیا واسم تمام بود ..
اما الان فکر می کنم چقدر خر بودم که باورش داشتم ..دوست داشتنی نبود ..حرف بود ..باد بود ..
همیشه اونجوری نمیشه که ما انتظارشو داریم آبان جانم ...
بانوچـ ـه
خوشبختیت مستدام :*
ممنون عزیزم :*
مترسک ‌‌
لبخندت پایدار :)
مرسی مترسک :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من آن‌طور که می‌نویسم سخن نمی‌گویم،
آن‌طور که سخن می‌گویم نمی‌اندیشم،
آن‌طور که باید بیندیشم فکر نمی‌کنم،
و همین‌طور بگیر تا به آخر ...
Designed By Erfan